تبليغاتX
نبود تو نبود من

نبود تو نبود من

حالا کی بچس؟؟

من یا تو که میای فحش میدی

آخه دختر اگه قیافم نداشته باشه که ملت واسه کردنش پاین

حوصله بچه بازی ندارم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 6:34  توسط مهدی و مهسا 

حالا بیاین واسه هم پپسی وا کنین

 

من هر چی باشم از این بهترم که میومد تعریف میکرد از کوله هم بالا رفتیم

 

وااااااااااااااااااااااااااااااااااای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

فعلا وقت شماهارو ندارم.تا بعد اگه خیلی وقت داشتم میام جوابتونو میدم.آخه کسی جوابتونو میده میاین خودتونو می کشین!!!! همینه که به آدم بودنتون شک می کنیم.....

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 18:37  توسط مهدی و مهسا 

   

 

 

""  برای اولین و آخرین بار میگم این وبلاگ دیگه هیچ ربطی به مهسا و هر کیه دیگه نداره

     لطفا در مورد اونا نظر ندین.وبلاگم مال اونل نیس که میاین اینجا براشون نظر میزارین.

      اگه آدم باشین دیگه نظراتونو نمی بینم . اگه منم براتون مهم نباشم دیگه اینجا نمیاین

      حالا باز .... """

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 23:8  توسط مهدی و مهسا 

اتفاقا از همون اول میشد فهمید که تو جوگیری...

از اینایی که میگن وای از بس عاشقتم نمیتونم خودمو کنترل کنم

بیخی بابا

حوصله کل باتو ندارم

خانوم عاشق خواستیم بات را بیایم نزاشتی

پس باش تا ببینیم چی میشه

تو راس میگی

پس دیگه نیا

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:33  توسط مهدی و مهسا 

اگه سر قولش بود انقدر حرسشو نمیخوردی!
شما کسی نیستی که دستور بدی

اون روزایی که با اعتماد به نفس میومدی فکر اینجام باید میکردی

من هر کاری دلم بخواد میکنم

لطفا تو بلاگم نظر نده

بعدم تو که اول گفتی حذف کردی که فراموش کنی!هه!

یه چیز بگو بعد بتونی جمش کنی

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 18:18  توسط مهدی و مهسا 

سلام

سلام

فکر کنم از اولای تابستون بود که این وبلاگو دیدم.می فهمیدم دارن چی کار می کنن هی تو دلم به جفتشون فوش میدادم.می دونستم تهش بن بست.میدونستم.

همیشه آژاشونو می خوندم ولی یه دفعم نظر ندادم .اگه چیزی که تو دلم بودو می گفتم که ناراحت میشدن اگه یه چیز دیگه باز ......

من هم سن مهسام

مهسایی که دیوونس

چی کار کردی دختر؟؟؟؟؟؟

کاش یه چیزاییرو میدیدی!می فهمیدی!

الان دیگه خیلی کم پیش میاد یکی با عشقش حال کنه و طرفش ازش خسته نشه!

اگه وقت کردم دوس دارم خیلی چیزا بگم از چیزایی که دیدم

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 16:44  توسط مهدی و مهسا